سید حسن درخشان

آبان ۱۵, ۱۳۹۵

مردانگی علی‌وار (به مناسبت اسارت شهید محمدجواد تندگویان و همراهان آبان ۱۳۵۹)

می‌نویسم، می‌نویسم و یاد می‌کنم از شرافت استخوانی که خرد شد و نشکست. یاد می‌کنم از حلقومی که فشرده شد و پیچید اما تا ابد جاندار ماند، از پیکری که خم شد اما ننشست و آرزوی یک آه کشیدن را بر دل‌های تاریک دشمن گذاشت.
آبان ۹, ۱۳۹۵

اقامه عزای بنت الحسین حضرت رقیه خاتون سلام الله

اقامه عزای بنت الحسین حضرت رقیه خاتون سلام الله
آبان ۴, ۱۳۹۵

متن وصیت‌نامه شهید مصطفی صدرزاده

برادارن و خواهران من! ماهواره و فرهنگ کثیف غرب، مقصدی به‌جز آتش دوزخ ندارد. از ما گفتن... ما که رفتیم...
آبان ۴, ۱۳۹۵

چقدر شبیه توام… (به بهانه اولین سالگرد آسمانی شدن شهید مصطفی صدرزاده)

چقدر شبیه توام برادر شهیدم! چقدر عجیب و عمیق با تو هم‌ذات‌ پنداری می‌کنم! بوی خوش کودکی‌ات مستم کرد. بوی بعد از ظهرهای گرم تابستان که پا به پای برادرت توی کوچه پس کوچه‌های محله‌تان شیطنت می‌کردی و آتش می‌سوزاندی، شامه‌ام را نواخت. حس تلخ بعضی غروب‌های دلگیرت را چشیدم. همان‌هایی که صبحش توی مدرسه دست گل به آب می‌دادی و عصر سر به زیر، تندتند تکالیفت را انجام می‌دادی تا دل پدر از مظلومیتت به رحم بیاید و بگذرد از تو...